این مصاحبه قدیمی با فرح اصولی سبب مناقشه ای در میان جمعی(جمعی از فعالان حقوق بشر)شد. عده ای زندگی سه نفره ی فرح اصولی، گیزلا وارگا و خسرو سینایی را غیر قابل پذیرش و حتی بد می دانستند(حالا اینکه ما حق اظهار نظر و حتی لعن و نفرین درباره ی زندگی عاطفی دیگران را از کدام مرجع عالیقدر کسب کرده ایم خود جای بحث دیگری است). یکی دو نفری هم به درستی یاد آور شدند که ما حق نداریم به صرف اینکه شیوه ی ای از زندگی مورد پسند ما نیست حق و نیز اجازه نداریم که محکومش کنیم. چند نفری هم در حالی که تایید می کردند ما حق نظر دادن در مورد زندگی دیگران را نداریم اما به دلیل اینکه اگر زنی بخواهد به این شیوه عمل کند(رابطه ی مثلثی با دو مرد) به سنگسار محکوم می شود پس این سبک زندگی مورد پذیرش اجتماع نیست ،پس کسی نباید وارد چنین روابطی شود.
گذشته از اینکه درگرفتن چنین بحث هایی در مورد کیفیت زندگی دیگران عصبانی ام می کند و بعد از مدتها وادارم می کند یادداشتی درباره اش بنویسم ، این مسئله را که با چه منطقی عده ای (که بنده هم جزوشان هستم) به خودشان اساسا اجازه می دهند سبک زندگی ای را محکوم کنند هم جای سوال است ؛ صدالبته که چنین اظهار نظرهایی در جامعه ای که ما زندگی می کنیم اصلا تعجب بر انگیز نیست اما سرزندن چنین حرکاتی از جمعی با این اوصاف انتظار نمی رود، که لابد بعد از این باید برود.
اما نکته دیگر اینکه به نظرم اصلا منطقی نیست که بگوییم چون زنان امکان عمومی کردن چنین تجربه ای را ندارند، اگر مردان هم چنین کنند نشانه ی مرد سالار بودن آنهاست . چنین و چنان.... و اصلا در نظر نمی گیریم که این رابطه ی بین سه انسان است، سه انسانی که از قضا دو نفرشان زن هستند و یکی شان مرد. اما این را به یاد داشته باشیم وارد شدن به وادی محکوم کردن تجربه های متفاوت دیگران و سبک های دیگر زندگی ما را از این مخمصه ای که هستیم به در نخواهد آورد. سبک های متکثر زندگی لازمه هر جامعه ی دموکراتیکی است و توجه جدی به آن را در روزگاری که ما در آن زیست می کنیم احساس می شود . به پذیریم که انسان یا انسان هایی ممکن است بخواهند طور دیگر زندگی کنند تا زمانی که امکان آن در کشور ما برای همه فارغ از جنسیت شان فراهم شود، و گرنه با این روندی که شاهد هستیم زنی هم اگر بتواند شیوه ی مشابه زندگی اش را علنی کند از لعن و نفرین ها در امان نخواهد بود آن وقت لابد به دلایل دیگر. فراموش نکنیم برای چه مبارزه می کنیم. فراموش نکنیم که استبداد شاخ و دم ندارد همین اظهار نظرها در مورد همه چیز و همه کس که لزوما به ربطی به ما ندارند جلوه ی بارزی از استبداد است. و باز هم فراموش نکنیم به صرف داشتن هویت جنبشی یا فعال حقوق بشر بودن خودمان را مرکز عالم ندانیم که اگر چنین کردیم خودمان را خیلی متفاوت از برخی ندانیم!
معجزهی لحظه
16 چند ساعت قبل