ویکتور اشکلووسکی یکی از مهم ترین منتقدان فرمالیست معتقد بود که هنر باید مردم را از تصاویر مانوسی که از چیزها دارند بیگانه کند(برشت هم معتقد بود که هنر باید مردم را بیگانه کند و توجه را به نهادهای جامعه جلب کند که تاریخی هستند و ته طبیعی و می توان آنها را تغییر داد) یا به عبارنی از این تصاویر آشنای زدایی کند و به بیننده کمک کند از چشم اندازهای جدیدی به اشیا نگاه کنیم.اشکلووسکی می نویسد : زمانی که ادراک ذهنی به عادت تبدیل می شود، اتوماتیک می شود و یکی از مهم ترین کارهای هنر این است که ما را شوکه کند تا قربانی عادت نباشیم:
"موجودیت هنر برای آن است که به ما کمک کند شور زندگی را دریابیم؛ برای آن است که ما را وادارد چیزها را حس کنیم و دریابیم که سنگ،سنگی است. هدف هنر این است که ما هر چیزی را آن گونه که دیده می شود حس کنیم و نه به عنوان چیزی که آن را می شناسیم. فن مورد استفاده ی هنر تبدیل پدیده ها به چیزهای ناآشنا است و باعث می شود، فرم ها ابهام آلود شوند تا ادراک ذهنی هم دشوار تر گردد و هم طولانی تر. عمل ادراک ذهنی در هنر فی النفسه یک هدف است و باید طولانی شود . آنچه در هنر اهمیت دارد تجربه ی ما از فرایند ساخته شدن است و نه محصول نهایی".
..........................................
پانوشت: داشتم راجع به فرمالیست های روس می خواندم که این جناب اشکلووسکی چنان به هیجانم آورد که احساس کردم رسالتی دارم بلافاصله در این جا چیزی در این مورد بنویسم!